کدخبر: 31111

ماجرای گم شدن پسر سه ساله در جنگل های تاریک گلستان + عکس

ماجرای وحشتناک سرگردانی 20 ساعته پسر سه ساله در جنگل های گالیکش استان گلستان حسابی جنجال به پا کرد و سوژه شد. این کودک سرانجام پیدا شد و به خانواده اش تحویل داده شد.م

آنچه دیگران می خوانند:

پسربچه ۳ساله به نام سردار دردی روز گذشته در جنگل‌های گالیکش استان گلستان گم شد و امروز بعد از ۲۰ ساعت سرگردانی در جنگل به آغوش خانواده‌اش بازگشت.

پدر سردار در مورد نحوه گم شدن فرزندش گفت: بعدازظهر جمعه بود که اعضای خانواده با من تماس گرفتند و خبر دادند که پسر سه ساله ام گم شده است.همسرم با برادرهایش و دو فرزند ۳ و ۸ ساله ام به جنگل های تنگراه رفته بودند.من خیلی سریع خودم را به آنجا رساندم اما قبل از من نیروهای امداد هلال احمر و نیروی انتظامی از راه رسیده بودند.همسرم می گفت که چند دقیقه مشغول آماده کردن ناهار شده بودند که پسربچه بازیگوشم یکدفعه از محل اتراق آنها دور شده و ناپدید شده بود.

شبی در دلواپسی

​«دلهره آمیزترین شب عمرم را تجربه کردم.از شدت اضطراب نمی توانستم چیزی بخورم.»

پدر سردار دردی این را می گوید و ادامه می‌دهد: «نیروهای هلال احمر برای پیدا کردن سردار سگ زنده یاب هم آوردند و تا نیمه های شب جنگل را می گشتند اما اثری از پسرم نبود.عملیات جستجو متوقف شد و قرار شد ساعت شش صبح دوباره جستجو را آغاز کنند.اما در کنار نیروهای امداد هلال احمر،اهالی تنگراه هم به صورت خودجوش دنبال پسرم می گشتند.»

ساعت ۶ صبح بود که یکی از اهالی تنگراه به امدادگران هلال احمر گفت،صدای گریه کودکی را شنیده که با زبان ترکمن پدرش را صدا می زده است.

پدر سردار در ادامه گفت: «یکی از اهالی که ماجرای گم شدن فرزندم را می دانست با امدادگران تماس گرفته و گفته بود صدای پسرم را شنیده که گریه می کرده و به زبان محلی خودمان می گفته بابا ... بابا ... .اما وقتی او به سمت سردار رفته بود،پسرم ترسیده و فرار کرده بود.»

دقایقی بعد امدادگران توانستند سردار را پیدا کنند و او را به آغوش پدر و مادرش سپردند.

یک شب تنهایی در جنگل

​از پدر سردار می پرسم:«از پسر خردسالتان پرسیدید یک شب را در تنهایی چطور گذراند؟»

صدایش هنوز از هیجان پیدا شدن فرزندش می لرزد.در جواب سوالم می گوید:«پسرم تمام شب را در تاریکی جنگل سرگردان بوده است.او نمی تواند واضح توضیح دهد که شب کجا بوده است اما می گوید خودم تنها بودم و سگ ها اطرافم بودند.»

سردار به پدرش گفته بود که نترسیده بوده اما گریه‌های بی‌امان او در لحظه‌ای که صدایش به گوش اهالی روستای تنگراه رسید حکایت از وحشتی دارد که کودک را در برگرفته بود.

هنوز ۲۰ ساعت از گم شدن سردار ۳ساله نگذشته بود که او به آغوش خانواده اش برگشت.و با این پیدا شدن معجزه وار،خوشبختانه تراژدی تلخ سرنوشت سها رضا نژاد یک بار دیگر در جنگل های سرسبز تکرار نشد.

ارسال نظر: