کدخبر: 31444

نگار جواهریان کشف حجاب کرد + عکس

عکسی در فضای مجازی از نگار جواهریان منتشر شده که تماشای آن خالی از لطف نیست

آنچه دیگران می خوانند:

هرآنچه که باید در مورد نگار جواهریان بدانید 

نگار جواهریان (متولد ۲۲ دی ۱۳۶۱ در تهران) هنرپیشه سینما، تلویزیون و تئاتر ایران است. او در بیست و هشتمین جشنواره فیلم فجر موفق به دریافت جایزه سیمرغ بلورین در رشته بهترین بازیگر نقش اول زن برای فیلم طلا و مس شد. وی در چهاردهمین جشن خانه سینما نیز برای فیلم طلا و مس تندیس بهترین بازیگر زن نقش اول را دریافت کرد. وی در فیلم کمپ ایکس ری (۲۰۱۴) یه جای کریستین استوارت حرف زده است. 

نگار جواهریان (3)

هر وقت نگار جواهریان اسم بازیگری را می‌آورد می‌توانی یک برق ذوق‌زدگی را در نگاهش پیدا کنی، همان برقی که وادارش می‌کند بدون پشتوانه ازسال 76 تا همین حالا به یک اتفاق در سینمای خودش فکر کند.

گفت‌وگو با نگار جواهریان

‌در عرصه بازیگری چه تعریفی برای نگار جواهریان قایل می‌شوید؟

این سوال شاید شبیه این باشد که از من بپرسی چه شکلی هستم؛ اصولا تصویری که آدم از خودش دارد کمی مخدوش است. انگار چشمم را ببندم و قیافه‌ام را تصور کنم، همیشه این تصویر مخدوش است.

این تصویر همراه می‌شود با خاطرات و مجموعه‌ای از نشانه‌ها، غم و شادی‌هایی که در زندگی فرد تاثیر گذاشته است. بنابراین راجع به کار هم این طور است؛ من واقعا نمی‌توانم تعریفی از نگار جواهریان در بازیگری قایل شوم. اگر بخواهم تعریفی برای این اسم و فامیل داشته باشم شفاف نیست چون با همه چیزهایی که از کودکی تا الا ن همراهم بوده قاطی شده است.

نگار جواهریان (2)

به خصوص از 14-13سالگی که من به مدرسه هنر و ادبیات کودکان و نوجوانان رفتم و این حرفه را یادگرفتم. 15سالگی هم با رفتن روی سن تئاتر شهر کار حرفه‌ای خودم را شروع کردم. بنابراین همه اینها مثل یک فیلم از جلوی چشمم رد می‌شود. فریم به فریم تمام این سال‌ها جلوی چشمم می‌آید و نمی‌شود درباره آن یک جمله گفت.

در دو، سه سال گذشته با اینکه همان روند سابق را طی کردید، بیشتر دیده شدید، به نظرتان چطور این اتفاق افتاده است؟

بخشی از آن به شرایطی که در اختیار شما قرار داده می‌شود بر می‌گردد در حالی که من همان راه را می‌روم. از سال 77 که کارم را شروع کردم، تا الان همان راه را رفته‌ام؛ حساسیت‌هایم همان‌هاست که بود، هدف و معیارهایم تغییر نکرده، لذت‌هایم همین‌طور؛ اما روزهایی پیش می‌آید که به تو فرصت دیده شدن داده می‌شود که البته برای این اتفاق باید خیلی چیزها کنار هم قرار بگیرد.

نگار جواهریان (4)

مثلا نقشی در فیلمنامه‌ای به تو فرصت می‌دهد که هر آنچه آرام‌آرام در طی سال‌ها به دست آورده‌ای، کنار هم قرار بگیرد و اتفاق خوبی شکل بگیرد. همیشه در فیلمنامه‌ها نقش‌هایی هستند که باید دیده شوند؛ یعنی همه عناصر فیلمنامه در جهتی است که آن نقش دیده شود، بعد آن فیلمنامه به دست گروه و کارگردانی قرار بگیرد که مسیر تو را می‌روند و بعد آن فیلم در زمانی نمایش داده شود که دیده بشود.

شاید باید برگردیم به طلا و مس. نقشی که در طلا و مس بود، طوری بود که اگر تو کمی کارت را بلد باشی و کار و هدفت جدی باشد، باید بتوانی از پسش بر بیایی و باید دیده شوی. منظورم این نیست که باید تشویق می‌شد، ولی می‌شد حدس زد که پتانسیل دیده شدن را دارد.

می‌خواهم بگویم که اتفاقا وقتی داشتم طلا و مس را در زمستان 87 بازی می‌کردم، واقعا به اینها فکر نمی‌کردم. چون سالیان سال بود که مشغول کار بودم و دیگر به این فکر نمی‌کردم که این نقشی است که قرار است با آن دیده شوم.

نمی‌گویم که ناامید بودم، می‌گویم که من دارم راه خودم را می‌روم و دیگر به نتیجه فکر نمی‌کنم. البته از خدایم بود که دیده شود ولی اگر هم نشد من نمی‌توانم این راه را ول کنم. حداقل از 13سالگی که درگیرش شدم، دیگر نمی‌توانم فکر کنم روزی ولش می‌کنم. بنابراین در زمان فیلمبرداری طلا و مس به این فکر نمی‌کردم که سال بعد قرار است این فیلم در یک جو رقابتی نمایش داده شود و جایزه هم بگیرد، یا حتی تاثیرش روی تماشاگر‌ها چقدر خواهد بود.

آن موقع درگیر این بودم که ام.اس چیست، همسر یک روحانی بودن چه دغدغه‌هایی دارد و جایی برای فکر کردن به این نتیجه‌ها نبود. بعد هم من عموما این طور هستم که در زمان کار خیلی به این چیزها فکر نمی‌کنم چون مسیر برایم مهم است البته نگرانی‌هایم در لحظه بسیار زیاد است.

‌حتما خیلی مهم نیست که نقش اول را بازی کنید؟

نه نیست. برایم در نقش این مهم است که درگیرم کند، حتی اگر یک سکانس یا یک پلان باشد. مثلا نقش رویا، نونهالی در خانه‌ای روی آب فقط دو سکانس بود ولی ببینید چقدر این نقش به یادماندنی و تاثیرگذار بود. یک باری را در خودش دارد که می‌تواند تو را زیر و رو کند. البته این را هم نمی‌شود فراموش کرد که در سینمای ما خیلی کم پیش می‌آید که نقش‌های کوچک یک باری را جابه‌جا کنند.

نگار جواهریان (5)

این یک اتفاق خیلی ایده‌آل است. نقش‌های کوچک این روزها برای دیده شدن نقش یک ساخته می‌شوند. شاید برای همین است که برای آدم‌ها نقش یک جذاب است، مسلما برای من هم هست ولی نه آنقدر که بخواهم فقط آن را بازی کنم. خیلی وقت‌ها بوده که نقش‌های کوتاه را در کنار نقش یک گذاشته‌ام و آن را ترجیح داده‌ام.

‌نگار جواهریان ستاره است یا قرار است ستاره بشود؟

ستاره یعنی چه؟ من اگر بخواهم در سینمای بعد از انقلاب چند تا ستاره بشمارم، به نظرم یک نفر است و آن هدیه تهرانی است و من جز او به کس دیگری ستاره نمی‌گویم. دلیلش هم این است که به نظرم ستاره یعنی کسی که نشود در هر ژانری از خبرهای داغش گذشت؛ او یک آیکون است و لزوما فقط بازیگری نیست.

به نظرم هدیه تهرانی یک ستاره است، چون حتی با اینکه چند سالی است کار نمی‌کند، اما هنوز خبرساز است و کارنامه کاری او هم بسیار درخشان است. او می‌تواند تبدیل به شمایلی شود که حتی بعد از چند سال کار نکردن بتواند تیتر یک روزنامه‌ها شود.

بازیگرها می‌توانند زندگی خصوصی جذابی نداشته باشند، اما هر حرکتی از ستاره باید جذاب باشد. ستاره یعنی این. حالا بیا ستاره را از بازیگر جدا کنیم، یک بازیگر می‌تواند هیچ کدام از اینها را نداشته باشد، چون بازیگری یک راه است.

بنابراین من ستاره که قطعا نیستم و فکر نمی‌کنم که هیچ وقت هم بشوم. البته هرگز هم چنین چیزی در ذهن من نبوده است. ستاره بودن خیلی جذاب است اما من ستاره نیستم. من به چیزهای دیگری فکر کرده‌ام. چیزهای دیگری پارامتر من بوده است و آن راه ستاره شدن را نرفته‌ام.

اگر چنین هدفی داشتم باید درباره آن فکر می‌کردم و اصلا راهم عوض می‌شد. تو زمانی نقشی را در فیلمی بازی می‌کنی که می‌دانی دیده نمی‌شود ولی نقش درخشانی است.

ارسال نظر: