کدخبر: 33884

درباره سندروم استکهلم چه می دانید؟

سندرم استکهلم به عارضه ای روان شناختی اشاره دارد که اغلب در موقعیت های گروگان گیری اتفاق می افتد؛ هنگامی که گروگان ها آغاز به آشنایی و همدردی با گروگان گیر خویش می کنند. این وضعیت حتی در مواقعی که گروگان گیر با گروگان بدرفتاری می کند هم اتفاق می افتد. در این وضعیت، مدیریت منبع های حیاتی( مثل غذا، آب، پناهگاه و غیره) و تنبیه و تشویق به وسیله گروگان گیر صورت می گیرد.

آنچه دیگران می خوانند:

سندروم استکهلم چیست؟

سندروم استکهلم یک واکنش روانی است که گاهی در گروگان ربوده شده دیده می شود و گروگان در آن بدون توجه به وضعیت خطرناکی که در آن قرار دارد علائمی از دلسوزی، وفاداری یا حتی مشارکت داوطلبانه با گروگانگیر را نشان می دهد.

این سندروم در موارد دیگری از جمله افردی که مورد خشونت همسر، آزار جنسی و آزار کودکان قرار می گیرند هم دیده می شود. پس از دزدی در یکی از بانک های استکهلم این اختلال« سندروم استکهلم» نام گرفت که در آن سارقان کارمندان بانک را از ۲۳ تا ۲۸ آگوست ۱۹۷۳ گروگان گرفتند.

در این مورد، قربانیان از نظر احساسی به سارقان وابسته شدند و حتی پس از شش روز ازادی از آنها دفاع کردند و از شهادت علیه آنها جلوگیری کردند. بعد ها بعد از این که یکی از محاکمه و زندانی شدن این باند، یکی از آنها با زنی ازدواج کرد که او را گروگان گرفته بود.

ربوده شدگان روانپزشکی امکان دارد حتی با وجود خطراتی که جاشان را تهدید می کند، بطور کاملاً اختیاری و به خواست خود، گروگان ها خود را تسلیم گروگان گیرها کنند. اینگونه سندرم در موارد دیگری مانند تجاوز، سو استفاده از اطفال، همسر آزاری و.. هم امکان دارد دیده شود.

تاریخچه سندروم استکهلم

عارضهٔ استکهلم Stockholm syndrome، اصطلاحیست که بعد از سرقت از بانکی در میدان نورمالمستوری نورمالمستورگ استکهلمِ سوئد، به وسیله بیل بیِروت( Nils Bejerot)- روانشناسی که از ابتدا تا انتها به پلیس مشاوره روانشناسی می داد و به بانک رفت وآمد داشت، همزمان با پوشش خبری مورد استفاده قرار گرفت و بعدها توسط روان شناس دیگری به نام« فرانک اوخبری»( Frank Ochberg) رسما تعریف و نامگذاری شد.

در طی این گروگان گیری چهار کارمند( سه زن و یک مرد) به مدت ۶ روز( از تاریخ ۲۳ تا ۲۸ اوت ۱۹۷۳) به گروگان گرفته شدند. در طی این شش روز قربانیان وابستگی عاطفی به گروگان گیرها پیدا کردند تا حدی که از همکاری با پلیس سرباز می زدند و حتی بعد از ازادی از این مصیبت شش روزه در دفاع از گروگان گیران خود برآمدند.

خصوصیت های سندرم استکهلم

از آنجایی که این سندرم برای همه گروگان گیرها و گروگان ها پیش نمی آید. هر سندرمی علایم و مشخصاتی دارد و سندرم استکهلم هم از این قانون مستثنا نیست. درحالی که باتوجه به نظرات متفاوت محققان، فهرست روشنی در این باره وجود ندارد ولی میتوان بعضی از آنها را برشمرد:

- احساسات مثبت قربانی به گروگان گیر یا زندانبان

- احساسات منفی قربانی نسبت به خانواده، دوستان و مقاماتی که تلاش در نجات آنها دارند و موفق هم می شوند.

- پشتیبانی از علل و رفتارهای گروگان گیر

- احساسات مثبت زندانبان یا گروگان گیر نسبت به قربانی

- رفتارهای حمایتی قربانی در زمانی کمک به زندانبان

دلیل پیدایش سندروم استکهلم

عوامل مختلف میتوانند زمینه ساز بروز سندرم استکهلم شوند. بروز استرس شدید و سعی برای فرار از این پریشانی به کمک مکانیزم های دفاعی را می توانیم اصلی ترین عامل بروز این سندرم بنامیم. ۴ عامل زیر بعنوان عوامل مهم در پیدایش سندرم استکهلم هستند:

- موقعیت گروگان گیری چند روز طول بکشد.

- گروگان ها و گروگان گیرها با هم تعامل و کنش داشته باشند.

- رفتار گروگان گیرها نسبت به گروگان ها نرم یا بدون آسیب رساندن جسمانی باشد.

- گروگان ها حس کنند که گروگان گیرها افرادی بیگناه و قربانی شرایط هستند.

درمان سندرم استکهلم

افرادی که دچار سندرم استکهلم میشوند نیازمند روان درمانی هستند. رفتاردرمانی شناختی یا CBT بهترین راه حل برای درمان کسانی است که به این سندرم دچار می شوند. در این رویکرد درمانی، روانشناس سعی می کند که احساسات ناکارآمد و باورهای اشتباه درمانجو نسبت به گروگان گیر را تغییر دهد تا شخص بتواند درک درست و روشنی نسبت به شرایطی که تجربه نموده است داشته باشد.

از طرف دیگر امکان شکل گیری اختلال استرس حاد یا اختلال استرس بعد از سانحه( PTSD) هم در شخص وجود دارد. در صورت بروز این اختلالات روانشناس باید برای حل این مشکلات تلاش نماید. در بعضی از شرایط امکان دارد دارودرمانی هم برای کاهش استرس شخص به کارگیری شود. در چنین شرایطی داروهای ضد اضطراب تجویز می شوند.

پیشگیری از سندرم استکهلم

پیش‌گیری از سندرم استکهلم در سطوح اجتماعی مستلزم تقویت سیاست گذاری های مجاری قانونی است، به این معنی که در درجه ی نخست باید از وقوع وقایعی مانند آدم ربایی و گروگان گیری پیش‌گیری شود و نیز درصورت وقوع چنین وقایعی باید راهکارهای کافی جهت مداخله ی مؤثر در بحران وجود داشته باشد.

ولی پیش‌گیری از این سندرم در سطوح فردی به خصوص در دو دهه ی اخیر سخت تر شده است، چراکه امکان شناسایی همه جانبه ی عوامل افزاینده ی خطر ابتلا به سندرم استکهلم دیگر میسر نیست و علاوه براین ، هنوز اختلافات زیادی بر سر سازوکارهای روان شناختیِ دخیل در این سندرم وجود ندارد.

بعضی محققان به این سندرم بعنوان نوعی واپس رَوی( برگشت به الگوهای فکری و رفتاری زمان بچگی) نگاه می کنند، در حالیکه بعضی دیگر این سندرم را با بازگشت به دیگر مفاهیم روان شناسی ازجمله فلج عاطفی( خشک شدن از ترس) و همزادپنداری با متخاصم تعریف می کنند.

نمونه های معروف سندروم استکهلم

پتی هرست( Patty Hearst):یکی از معروف ترین نمونه های سندروم استکهلم متعلق است به نوه روزنامه نگار و تاجر معروف ویلیام رندولف که در سال 1974 توسط ارتش آزادیخواه Symbionese( SLA) ربوده شد. پتی در زمان ربوده شدن از ارتباط با خانواده اش امتناع کرد، یک نام جدید برای خودش انتخاب کرد و حتی در چند عملیات دزدی بانک با ارتش آزادیخواه Symbionese همکاری کرد. پتی هرست بعدها توسط پلیس دستگیر شد و در دفاعیاتش از« سندروم استکهلم» استفاده کرد ولی دفاعیاتش مورد قبول دادگاه واقع نشد و به 35 سال زندان محکوم شد.

ناتاشا کامپوش( Natasha Kampusch):در سال 1988، ناتاشای 10 ساله در شهر وین اتریش ربوده شد و در یک زیرزمین تاریک نگهداری شد. رباینده وی ولفگانگ پریکلوپیل او را به مدت 8 سال زندانی نگه داشت ولی در این مدت با او رفتار خوبی داشت ولی در عین حال چندین نوبت او را کتک زده و تهدید به قتل نموده بود. ناتاشا در این 8 سال چند نوبت می توانست فرار کند ولی اینکار را نکرد. پس از این که بالاخره ناتاشا فرار کرد، پریکلوپیل خود را جلوی قطار انداخت و خودکشی کرد. گزارش های خبری نشان داد ناتاشا پس از خبر مرگ گروگان گیرش گریه کرده و شمع روشن کرده است.

ماری مک الروی( Mary McElroy):در سال 1933، 4 مرد، ماری 25 ساله را با تهدید اسلحه ربودند و در یک مزرعه متروکه به دیوار بستند و از خوانواده اش تقاضای پول کردند. او پس از ازادی اش و در دادگاه اسم ربایندگانش را به زبان نیاورد و از دستگیری آنها ابراز تاسف کرد.

 

ارسال نظر: